.

بایگانی

مرثیه ای از شهید حبیب روزیطلب به مناسبت شب اربعین شهید آیت اللّه دستغیب

۱۹ آذر ۱۳۹۰ ۱ نظر
shahid dastgheib

آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب

به مناسبت بیست آذر، سالروز شهادت شهید محراب حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره)، مرثیه ای را که شهید حبیب روزیطلب به مناسبت اربعین آن سلالۀ رسول الله (ص) برقلم آورده بود در آینجا می آوریم:

صلی اللّه علیک یا ابا عبد الله، و علی الارواح التی حلّت بفنائک.

چهل روز پیش، یک هفته مانده بود به اربعین ابا عبد الله الحسین(ع)، قرار بود خدمت آقا برسیم تا از اربعین جدّشان بگویند. وقتی که می‌خواستیم از آقا وقت بگیریم یک هفته قبل از اربعین وقت دادند. اصرارشان کردیم که آقا اگر ممکن است زودتر وقت دهید. فرمودند: رضا به رضای خدا؛ بروید و همان شنبه بیایید، یک هفته به اربعین مانده. و ما صبح شنبه وقتی که آسمان خون می گرید، قبل از طلوع آفتاب خدمت آقا رسیدیم، ادامه ی نوشته

برگی از دفترچۀ خاطرات شهید حبیب روزیطلب (۱)

۲۰ مهر ۱۳۹۰ ۳ نظر
habib2

شهید حبیب روزیطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

بى مقدمه شروع مى‏کنم و هر چه را مى‏ نویسم مقدمه می ا‏نگارم. زندگىِ همه و حتى مرگشان را مقدمه مى ‏دانم و حتى پس از مرگشان را. اما این مقدمه‏ ها مراتب دارد. خون شهید خیلى برکت دارد، خون شهید زندگى مى‏ دهد. شهیدان بقاء بخشیدن به فنا را از خود شروع مى‏کنند و این را در مقام معلمى بزرگ، به همه خلق خدا مى‏ آموزند.

تو در اول سر و جان باختى اندر ره عشق‏

تا بدانند خلایق که «فنا» شرط بقاست‏ ادامه ی نوشته

شهید حبیب روزیطلب از دیدگاه حضرت آیت الله نجابت

۹ اسفند ۱۳۸۷ ۵ نظر
habib5

شهید حبیب روزیطلب

شهید حبیب‌ روزیطلب‌ در ۲۳ مردادماه‌ ۱۳۳۹ در شهر شیراز در خانواده‌ای‌ مذهبی‌ که‌ پدر کارگر مغازه‌ نانوایی‌ بود بدنیا آمد. تحصیلات‌ ابتدایی‌، راهنمایی‌ و دبیرستان‌ را در شیراز تمام‌ و با اخذ دیپلم‌ ریاضی‌ و شرکت‌ در کنکور سراسری‌ در رشته‌ علوم‌ انسانی‌، جامعه ‌شناسی‌ تهران‌ قبول‌ شد و بیش‌ از یک‌ ترم‌ در دانشگاه‌ نبود که‌ منجر به‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ و تعطیلی‌ دانشگاه‌ها شد و حدود شش‌ ماه‌ همراه‌ با شهید سعید ابوالاحرار در حوزه‌ علمیه قم‌ مشغول‌ تحصیل‌ شد که‌ با شروع‌ جنگ‌ تحمیلی‌ راهی‌ جبهه‌های‌ نبرد حق‌ علیه‌ باطل‌ گردید و نهایتاً در عملیات‌ محرّم‌ سال‌ ۱۳۶۱ در ۲۲ محرم‌ همان‌ سال‌ در تپّه‌ ۱۷۵ به‌ درجه‌ رفیع‌ شهادت‌ نائل‌ آمد. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

“پرواز” : حدیث آخرین ساعات شهید حبیب روزی طلب

۲ فروردین ۱۳۸۷ ۲۳ نظر

habib3

شهید حبیب روزیطلب

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این  مدعیان  در  طلبش  بی خبرانند
کان را  که  خبر شد  خبری باز نیامد
«برادر ، خواهر، قلم بدست گرفته ایم تا ازشهدای شاهدمان بنویسیم، اما ما از چه می نویسیم و توچه می خوانی ، ماچه می نالیم و تو چگونه به نوای این نی دل می دهی! ما درهجر یارانمان می سوزیم و تو با چه حال احساس می کنی! نمی دانیم ، اما یقین داریم که از ایمان شهیدان شاهد سخن گفتن ، عملشان را به تصویر کشیدن و ملکات اخلاقیشان را معرفی کردن نیاز به اداراک آنها دارد و این حاصل نمی شود جز با گام زنِ راهشان شدن، و بر سختیهای راه چونان خودشان شکیبا بودن، و اینکه از خدا بخواهیم درجات آنها را، تا بتوانیم، به مقدار سعۀ وجودیمان، ادراک کنیم. آخر مگر می شود بی آنکه در آتش خرمن عشق پروانه بسوزی از سوختن او دم بزنی! (شرح این قصه مگرشمع برآرد به زبان …). ادامه ی نوشته
مطالب موجود با عبارات مشترک

دل نوشته‌ای به یاد حبیب، برای علی

۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳۹ نظر
habib2

شهید حبیب روزیطلب

نمی‌دانم چرا این یکی دو روز، و به خصوص امشب، یکشنبه ۱۹/۱۲/۸۶، بیاد تو افتاده‌ام. چرا امشب و چرا این جا، در ایتالیا؟ دیروز که در ونیز قدم می‌زدم همه چیز تو را بیاد من می‌آورد. آسمان آبی، دریای فراخ و گسترده، کوچه‌های مملو از آب، کبوترهای آزاد در حال پرواز و کودکان شاد و معصومی که آب و آسمان و پرواز کبوترها به وجدشان آورده بود، همه ،یاد تو را در پس کوچه های ذهنم زنده می‌کردند و بی اختیار با خود زمزمه می کردم که:

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ۱

ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک