.

بایگانی

همزمان با اربعین، گلبانگ سربلندی به چاپ جدید رسید

گلبانگ سربلندی 2

گلبانگ سربلندی ۲

کتاب گلبانگ سربلندی که چاپ اول آن مدتها نایاب شده بود همزمان با اربعین ۱۴۳۷ از سوی انتشارات حکمت به چاپ جدید رسید و منتشر شد. در دیباچۀ جدید این کتاب آمده است:

خوشا از نی خوشا از سر سرودن/خوشا نی‌نامه‌ای دیگر سرودن
نـوای نـی نـوای آتشیـن اسـت/بگو از سر بگیرد دل نشین‌ است
سری بر نیـزه‌ای منـزل به منزل/به همراهش هزاران کاروان دل
چو ازجان پیش پای عشق سر داد/سرش بر نی،نوای عشق سرداد
چهار سال از انتشار آنچه به نام و به عشق حسین(ع) نگاشته بودم گذشت همان نوشته که ذکر سَری بود که به تعبیر مرحوم قیصر امین‌پور بر نی، «گلبانگ سربلندی» سر داد. اینک زمان «از سر سرودن»‌ آن در چاپ و هیئتی جدید فرارسیده است. خدا را شاکرم که در این مدت، این کتاب مورد عنایت سرسپردگان حضرت اباعبدالله(ع) و به‌ویژه نسل جوان قرار گرفت. برخی از بزرگان نیز آن را سبکی جدید در روضه‌خوانی شمردند و ستودند؛ و همه‌ی این‌ها جز لطف خود حضرت نبوده است که:‌
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
اینک پس از آن چهار سال و با گذشت چهل روز از عاشورا، در آستانۀ اربعین حسینی، این اثر نیز با کاروان عشق به منزل جدیدی رسیده است؛ ادامه ی نوشته

اشک برای عشق

 

اربعین

اشک

روزنامه ایران- شماره ۶۰۵۶- دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ دکتر کاکایی رئیس دانشکده الهیات دانشگاه شیراز- یکی از ابعاد واقعۀکربلا، مظلومیت و فاجعه است و همین بُعد است که کربلا را با مرثیه و اشک گره زده است. احادیث در ثواب گریه‌ی بر حسین(ع) فراوان و به حد تواتر است.. سال‌های سال است که در ایام محرّم خطبا، مداحان و شعرا، در سوگ حسین(ع)، گفته‌اند، گریسته‌اند و گریانده‌اند. اما در مقابل، عده‌ای به این نحوه از مصیبت خواندن و گریستن، اعتراض دارند:

۱- عده‌ای از روشنفکران این امر را برساخته‌ی «تشیع صفوی» می‌دانند. یعنی حکومت صفوی برای از بین بردن «تشیع علوی» و روحیه‌ی اعتراض و پرخاشگری مردم در برابر حکومت، گریه و خودزنی را ترویج داده است. حسین(ع) کشته نشد که ما بگرییم بلکه شهید شد تا ما بپاخیزیم. این عده، چون می‌خواستند بُعدِ سیاسی و بُعدِ حماسیِ نهضت کربلا را پررنگ کنند، آن همه احادیث متواتر را نادیده گرفتند و بُعدِ مهم کربلا یعنی بعد مرثیه را به فراموشی سپردند و یا آن که آن را بسیار کمرنگ کردند. اما آن‌چه در طول انقلاب و به ویژه در جبهه‌ها رخ داد، خلاف این تصور را نشان داد. در جبهه‌ها با رزمندگانِ دست از جان شسته‌ای رو به رو بودیم که مقابل همه‌ی سلاح‌های مدرنِ شرق و غرب، چون «بنیان مرصوص» ایستاده بودند، و در عین حال، در هر فرصتی بر حسین(ع) اشک می‌ریختند. یعنی هر چهار بُعدِ کربلا: عرفان، سیاست، حماسه و مرثیه، را به زیبایی هر چه تمام‌تر به نمایش گذاشتند.

۲- برخی این اشک ریختن را با بُعد عرفانیِ کربلا در تضاد می‌بینند. اگر به آن‌چه این روزها در بعضی از مجالس عزای امام حسین(ع) می‌گذرد، و به آن‌چه برخی از مداحانِ جاهل در این مجالس می‌گویند و انجام می‌دهند، نگاه کنیم، شاید ما نیز به این معترضان حق بدهیم. ادامه ی نوشته

حسین(ع) فاتح ملک عشق و دل

اربعین

اربعین

روزنامۀ ایران- پنج شنبه- ۹۳/۹/۲۰ – صفحه اندیشه به مناسبت اربعین حسینی

گفتاری از دکتر قاسم کاکایی استاد فلسفه و عرفان اسلامی دانشگاه شیراز

 

راز جاودانگی عاشورا
قریب هزار و چهارصد سال است که پرچم عاشورا بر فراز خاک کربلا در اهتزاز است و کعبه‌ی جماعت عاشقان شده است. در هر محرّمی، رنگ‌های سیاه و سرخ با ترکیبی از مرثیه و حماسه، چهره‌ی بسیاری از بلاد شیعه را می‌آراید. در هر مناسبتی، تفاوت نمی‌کند که عزا باشد و یا سرور، محرّم باشد یا غیر آن، ذکر حسین(ع) زینت‌آرای کلمات خطبا و گویندگان بوده است. سؤال این است که رمز این ماندگاری در چیست و راز این جاودانگی در کجاست.
یک حادثه‌ی تاریخی که در یک جغرافیای خاص واقع شده است دارای علل و عواملی مشخص است. این علل و عوامل، می‌تواند ماهیت و سرشت آن پدیده را روشن و تبیین کند. نهضت امام حسین(ع) نیز از این امر مستثنا نیست و برای شناخت ماهیت آن باید سراغ تاریخ رفت. اما بحثِ ماندگاری و جاودانگی این حادثه- که اتفاقاً به لحاظ تاریخی و جغرافیایی در زمان و مکانی بسیار محدود رخ نموده است- مطلب دیگری است. در این‌جا، امور دیگری نیز باید در نظر گرفته شود و آن، دستاوردها و نتایج این پدیده است. ادامه ی نوشته

نقاش کربلا

۱۱ آبان ۱۳۹۳ ۱ نظر
کل یوم عاشورا

کل یوم عاشورا

روزنامه اعتماد- شنبه ۱۳۹۳/۸/۱۰

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
اگر بخواهیم از کربلا بگوییم و از عاشورا، می‌مانیم که چه سوژه‌ای برگزینیم و کدام بُعد را بنگریم. محور کربلا حسین‌بن علی(ع) است که تجلی خداست، همان خدایی که هدف خلقت را معرفت قرار داده است که «ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون». در روایت آمده است که مراد از «لیعبدون» همان «لیعرفون» یعنی معرفت است. خدا جلوه‌ها دارد و آیات و نشانه‌های خود را در تابلو آفاق و انفس چنان نقاشی کرده است که همه به این معرفت برسند که انه الحق: «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق» ما همه چیز را در آفاق – برون- و در انفس – درون- نشان می‌دهیم تا مشخص شود و روشن گردد که انه الحق. او حق است. خدا حق است. به تعبیر برخی روایات ضمیر «ه» به خدا برمی‌گردد که انه الحق. حق باید جلوه کند. جلال حق باید تجلی یابد و جمال او متجلی گردد. دین خدا باید ظهور یابد. «لیظهره علی الدین کله». ادامه ی نوشته

کربلا و اشک (۲)

۱۰ آبان ۱۳۹۳ نظر بدهید

 

اشک

اشک

حال که به حسین(ع) رو آورده‌ایم تا بر او بگرییم، باید بدانیم که گریستن بر حسین(ع) هم علل و اسبابی دارد و هم نتایج و آثاری:‌
۱- گریه گاهی برای عقده گشایی و راحت شدن ضمیر است. این نوع گریه عاطفه را قوی می‌کند. لذا انبیا و اولیا جلوی گریه‌ی خود را نمی‌گرفتند و به مناسبت‌های مختلف می‌گریستند و گاه نیز، سخت می‌گریستند. مثلاً پیامبر(ص) در مرگ فرزند هفده ماهه‌ی خویش، به شدت می‌گریستند به طوری که شانه‌های ایشان از شدت گریه تکان می‌خورد. برخی علت را پرسیدند و شاید به نحوی، اعتراض داشتند. حضرت فرمودند:‌ «القلب یحترق، والدمع یجری و لا نقول ما یغضب الرّب» (قلبم‌ آتش گرفته، اشکم جاری می‌شود اما چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند باشد بر زبان نمی‌آورم). یعنی گریه به طور طبیعی، از قلب می‌جوشد و بر چشم‌ جاری می‌شود و بار غم را سبک می‌کند. ادامه ی نوشته

کربلا و اشک(۱)

 

کربلا و اشک

کربلا و اشک

از «شمشیر»، «خون»، «خاک» و «تشنگی» سخن به میان آمد. از حسین(ع)، علی اکبر(ع)، علی اصغر، قاسم و عباس(ع) یاد شد و همین کافی است که «اشک» راه خود را پیدا نماید و جاری شود. حدیثِ «اسارت»، «غربت»، زینب(ع)، سجاد(ع)، «خرابه‌ی شام» و رقیه بماند.
بُعدِ چهارم کربلا، مظلومیت و فاجعه است و همین بُعد است که کربلا را با مرثیه و اشک گره زده است. احادیث در ثواب گریه‌ی بر حسین(ع) فراوان و به حد تواتر است. خود‌‌ِ حسین(ع) فرمود: «من کشته‌‌ی اشک و یا اشک‌ها هستم». «انا قتیل العبره» و نیز «انا قتیل العبرات». امام باقر(ع) درباره‌ی جدشان امام حسین(ع) فرمودند: «لایذکره مؤمن الا بکی» (هر مؤمنی که او را به یاد آورَد، می‌گرید». امام صادق(ع) به ابی عماره فرمود که:‌ «ای اباعماره هر کس شعری در سوگ حسین(ع) بخواند و پنجاه نفر را بگریاند، ثواب بهشت خواهد داشت». سپس فرمودند که اگر چهل نفر را بگریاند، ثواب بهشت دارد. عدد گریه کنندگان را پله پله کم کردند تا رسیدند به این که «اگر یک نفر را بگریاند، ثواب بهشت خواهد داشت». ادامه ی نوشته

کربلا و خاک

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاآنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه‌ی چشمی به ما کنند
در جلسه‌ی قبل، سخن از خون بود. خونی که رنگ و بوی معشوق دارد و پیام‌آور عشق است. و از همین رو، ماندگار و جاودانه است که:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
اما در عاشورا، این خون با چیز دیگری گره خورده است به نام خاک و پیوند این خاک و خون معجون عجیبی ساخته است به نام کربلا. یا حسین! ادامه ی نوشته

کربلا و خون

arbain italia

محرم

به مناسبت حلول ماه محرم الحرام بخشی از کتاب گلبانگ سربلندی تألیف دکتر کاکایی را در ابنجا می آوریم. این بخش به پیوند بین خون و شهادت با مکتب امام حسین (ع) می پردازد.
«خون» در فرهنگ عاشورا جایگاه خاصی دارد. قصه‌ی کربلا، قصه‌ی خونی است که به ناحق بر زمین ریخته شده است. خونی که به قول عطار تا قیامت در حال جوشیدن است:
بسی خون کرده‌اند اهل ملامت
ولی این خون نخوابد تا قیامت
داستانِ پرچم خونین و سرخرنگی است که همواره در اهتزاز است که:
نهضت خونین حسین کربلاست
پرچم او تا به قیامت بپاست
پرچمی که به نشانه‌ی اعتراض برافراشته شده و منتظرِ منتقم است.
این الطالب بدم المقتول بکربلا. ادامه ی نوشته

زبان خامه ندارد سر بیان فراق

۷ فروردین ۱۳۹۳ ۴ نظر
آیت الله سید محمدمهدی دستغیب

آیت الله سید محمدمهدی دستغیب

امروز جسم مطهر حضرت آیت الله حاج سید محمد مهدی دستغیب که از سفر کربلا و نجف آمده بود در کنار مرقد حضرات آیات حاج شیخ حسنعلی نجابت و شهید سید عبدالحسین دستغیب در خاک آرمید اما حکایت روح منورش را حافظ روایت کرد که

                       این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست

                         روزی  رخش  ببینم  و  تسلیم  وی  کنم

   در نظرم بود که سخن از این بزرگمرد را با آیه ای از قرآن  کریم آغاز کنم اما مانده بودم که کدام آیه. عمر طولانی ایشان علیرغم برکات فراوانی که داشت، سبب شد که داغِ فراقِ رفیقان و عزیزانی چون حضرت آیت الله حاج شیخ محمدجواد انصاری، شهید محراب حضرت آیت الله دستغیب، امام خمینی و حضرت آیت الله نجابت بر دل نازک و نازنینش بنشیند. در سایۀ برادر بزرگ و بزرگوارش، شهید دستغیب، بالیده و بزرگ شده بود، دم مسیحایی ولی کامل خدا، آیت الله انصاری، آتش به جانش افکنده بود و هم از ایشان شنیده بود که «جذبه را از حاج شیخ حسنعلی نجابت باید آموخت» لذا هیچگاه مصاحبت و تبعیت آیت الله نجابت را فرو نگذاشت. نگارنده یاد دارد که مجلس انس این دو بزرگوار گاهی به چند ساعت بالغ می گشت. در خلوت خویش و دور از اغیار “راز” می گفتند و “راز” می شنودند. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

شب دهم: مستان سلامت می کنند

۲۲ آبان ۱۳۹۲ نظر بدهید
گلبانگ سربلندی

گلبانگ سربلندی

به مناسبت حلول ماه محرم گوشه ای از کتاب گلبانگ سربلندی  در ادامه می آید. این کتاب گفتارها و روضه های عاشورایی دکتر کاکایی را دربر دارد و انتشارات هرمس آن را منتشر نموده است

شب دهم: مستان سلامت می‌کنند

شب‌های قبل بحث عشق بود و کربلا. در این بحث، امشب از همه‌ی عشاق گذشته‌ایم و به خود عشق رسیده‌ایم یعنی به حسین(ع)؛ و چه می‌گویم، به خودِ خدا رسیده‌ایم. امشب، و بلکه هر وقت دیگر، زیارت حسین(ع)،‌ زیارت خداست به نصّ روایتی که مرحوم شیخ شوشتری از امام صادق(ع) نقل می‌کند که: «من زار الحسین(ع) کمن زارالله فوق عرشه» کسی که حسین(ع) را در کربلا زیارت کند، مثل این است که خدا را فوق عرش زیارت کرده باشد. یعنی کربلا سکوی پرواز زائران حسین(ع) است تا فوق عرش، تا زیارت خودِ خدا. ادامه ی نوشته