.

بایگانی

فیلسوف سرنوشت

۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ۲ نظر
malebranch

نیکلا مالبرانش

حکمت‌و فلسفه- همشهری آنلاین- ۱۳ اکتبر روز درگذشت فیلسوف متاله فرانسوی نیکلاس مالبرانش است.

مالبرانش در سال ١۶٣٨ در پاریس متولد شد و فلسفه را در مدرسه لامارش و الهیات را در سوربن آموخت و در سال ١۶۶۴ رسما در سلک کشیشان درآمد. در همین سال بود که او به ناگهان با خواندن رساله‌ای از دکارت درباره وظایف الاعضا که در آن به انسان پرداخته شده  بود به‌شدت مجذوب اندیشه دکارت شد؛  تا آنجا که او را بر آن داشت برای درک بهتر فلسفه دکارت با کوشش زیاد دانش ریاضی خود را گسترش دهد. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

غزالی در پاریس / خدامحوری در فلسفه مالبرانش

۱۵ فروردین ۱۳۸۷ نظر بدهید
khodamehvari

کتاب خدا محوری

مسئله «خدامحوری» از مهمترین مسائلی است که قرآن کریم بر آن تأکید بسیار ورزیده است و در فرموده های پیشوایان دین(ع) شواهد فراوانی دارد. ولی با این وجود جایگاه اساسی این مسئله در روش شناخت انسان از عالَم، نظام معرفت شناختی و هستی شناختی اش چندان روشن نشده است. واژه «خدامحوری» یا «خدامداری» که اصطلاحی است که تا حدودی بیانگر جامع نظریات مطرح شده در تفکر اسلامی و فلسفه مالبرانش است، از آن جا انتخاب شده است که مالبرانش فلسفه خود را خدامدارانه(Theo centeric) می خواند. اکازیونالیزم برداشتی وحدت انگارانه از علّیّت است. مسئله علّیّت یکی از مسائل تاریخ فلسفه و پس از مسأله وجود، اصیل ترین، مرموزترین و مهمترین مسئله فلسفه است. چه در بعد وجود شناختی و چه در بعد معرفت شناختی، کمتر مسئله ای را می توان یافت که به نحوی از انحاء با مسئله علّیّت در ارتباط نباشد تأثیر عظیم این دیدگاه در رفتار فردی و اجتماعی نیز درست تبیین نشده و یا نادیده گرفته شده است. نوشتار حاضر با نگاهی به کتاب خدامحوری در تفکر اسلامی و فلسفه مالبرانش، اثر دکتر قاسم کاکائی که توسط انتشارات حکمت به چاپ رسیده، نگاشته شده است. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

کتاب “خدا محوری” قاسم کاکایی

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۳ ۱ نظر

 

khodamehvari

کتاب خدا محوری

۱

–کتاب خدا محوری به عنوان پایان نامه برگزیده سال ۱۳۷۳ برگزیده شد.

۲-دکتر حداد عادل در مقدمه کتاب می نویسد:

“مؤلف در کل قلمرو وسیع تفکر اسلامی به تحقیق و گشتزنی پرداخته و با صرف وقت و حوصله و دقت، اثری سودمند در زمینه فلسفه و کلام مقایسه‌ای از خود به جای نهاده است. مؤلف ارجمند مستقیماً به منابع اصیل دست اول مراجعه کرده است. افزون بر آنچه گفته شد، نظم عالمانه و نثر روشن و روان کتاب به این تحقیق ارزشی مضاعف داده است. اینجانب می‌توانم بگویم تا آنجا که من اطلاع دارم، این کتاب بهترین اثری است که تا کنون در حوزه های علمیه امروز ما در فلسفه و کلام مقایسه‌ای به رشته تحریر درآمده است”. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

قانونمندی در نظام آفرینش

keyhan 60

کیهان اندیشه ۶۰

ما بالوجدان خود را با عالمی مواجه می بینبم که دارای نظم و نظام است. حال اگر توحید افعالی را بپذیریم، سؤال این است که نقش خدا در این نظام قانونمند حدوثا و بقائا چیست؟ با توجه به اراده آزاد و مطلق خداوند آیا می توانیم این نظام را ضروری بدانیم؟ در این مقاله چهار دیدگاه عادت الله، سنت الله، اسماءالله و اکازیونالیزم در این باب، و بی واسطه و یا بی ضابطه بودن دخالت خدا در عالم، مورد بحث قرار گرفته است.

قاسم کاکایی، کیهان اندیشه، شماره ۶۰، تیر ۷۴
مطالب موجود با عبارات مشترک

توحید افعالی از دیدگاه اشاعره و عرفا

۹ اردیبهشت ۱۳۷۴ نظر بدهید
mofid 2

نامه مفید ۲

کیفیت رابطه خدا، انسان و جهان مهمترین مسأله‏ای است که همه جهان بینی‏های معتقد به خدا با آن مواجه و در صدد تبیین آن بوده‏اند. تفاوت عمده این جهان بینی‏ها مربوط به نقش و تأثیری است که برای سه عامل فوق (خداـ انسان ـ جهان) در نظام هستی قائلند. بعضی از این جهان بینی‏ها خدا محور، برخی انسان محور و بعضی نیز معتقد به تقسیم عادلانه قدرت بین سه عامل فوقند.

در تفکر اسلامی، در زمینه خدا محوری، دو گرایش عمده وجود دارد. دو گرایشی که از این سه عامل، همه سهم را به خدا می‏دهند. این دو عبارتند از «اشعریت» و «عرفان». مراد ما از اشعریت در اینجا، مکتب کلامی است که با شیخ ابو الحسن اشعری (م ـ ۳۲۴ ه) شروع شده و به دست پیروان او به کمال رسیده است. و منظور از عرفان مکتب خاصی است که با محیی الدین ابن عربی (م ـ ۶۳۸ ه) شهرت یافته است. ادامه ی نوشته
مطالب موجود با عبارات مشترک

اراده الهی و نفی موجبیت (بهترین مقاله سال ۱۳۷۴ در علوم انسانی)

۱ اردیبهشت ۱۳۷۴ نظر بدهید
hawze va daneshghah

فصلنامه حوزه ودانشگاه

آیا فقط رابطه على و معلولى بین پدیده‏هاى عالم و خالق آنها وجود دارد؟ یا اینکه در بین خود این پدیده‏ها نیز مى‏توان به چنین رابطه‏اى دست‏یافت؟ و در این صورت ربط این پدیده‏ها با علت العلل خود چگونه تبیین مى‏شود؟ اینها از مهمترین مسائل فلسفه اولى‏ست. گروهى بر این باورند که رابطه موجبیت فقط بین خالق و مخلوق مى‏تواند تصویرى داشته باشد حال نتیجه چنین تفکرى ایمان بیشتر به خالق هستى است چنانکه اشاعره ملتزم‏اند یا آنکه با نفى رابطه علیت‏بین پدیده‏ها علت العلل نیز از دیار هستى رخت‏برمى‏بندد چنانکه هیوم و دیگران معتقدند. تصور برخى فیلسوفان غربى از مساله علیت همان تصور پاره‏اى از اندیشمندان مسلمان به مساله است که به صورت استقلالى یا احیانا اقتباسى به آن رسیده‏اند ولى مساله علیت در روند تکامل خویش، على الخصوص در میان فیلسوفان شیعه مسلک، تبیینى ویژه و جایگاهى رفیع یافت، تا آنجا که در تبیین رابطه علیت در فلسفه صدرایى و پیروان آن تبیینى دقیقتر از مساله ارائه شده است – هرچند هنوز راه بسیار باقى است، علاوه بر اینکه حکمت متعالیه در هماهنگى و همنوایى با متون دینى توفیق بیشترى داشته و یا دست کم از پاره‏اى از نقدها و معضلات رهایى جسته است. در مقاله حاضر حجه‏الاسلام قاسم کاکائى به تبیین دیدگاههاى برخى فیلسوفان مسلمان و پاره‏اى از فیلسوفان غربى، على‏الخصوص مالبرانش و تاثیرپذیرى او از اشاعره، تا ایجاد یک تهافت الفلاسفه دیگر در عصر خود، پرداخته است. ادامه ی نوشته