.

بایگانی

نگاهی پدیدارشناسانه به کاربردهای مفهومی عرفان

۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴ نظر بدهید
padidar

انجمن معارف اسلامی ش. ۲

این جستار بر آن است تا از بازشناخت و وارسی کاربردهای مفهومی عرفان، در رویکردی پدیدارشناختی و با فرض اینکه عرفان در ذات خود پدیده‌ای است انفسی که عموماً فهم بسیط و مجملی از آن دارند، به ایضاح مفهومی عرفان نزدیک گردد و چنان‌که مقتضای این رویکرد است، بعد از بازشناسی ابعاد، اجزا و ویژگی‌های این پدیده پرابهام، فروع و اصول آن را معلوم گرداند، و در نهایت از این همه، به جوهره اصیل و اصلی عرفان عبور کند. از جمله نتایجی که از این بررسی فراهم ‌آمده اینهاست: عرفان را در زبان‌های گوناگون و با نام‌های مختلف دست‌کم به شش مفهوم کلی فهم کرده و به کار برده‌اند که هر کدام شامل تقریرها و تلقی‌های مختلفی است.عرفان را به مثابه آموزه، تجربه علم، راه نجات، نوعی معرفت ویژه، فرآیندی از تغییر و تحول فهم کرده‌اند. این کاربردها حکایت از وجود دو بعد معرفتی و وجودی ـ انفسی برای عرفان دارد. و نیز معلوم می‌کند عرفان مشتمل بر مؤلفه‌هایی همچون، تجربه‌ای مستقیم از حقیقت، فرآیند سیر و سلوک، آموزه‌های نظری و عملی، و ویژگی‌هایی مانند توصیف‌ناپذیری، گرایش به تفسیر معنوی و وحدانیِ هستی، رازوارگی و مؤلفه‌ها و ویژگی‌های فرعی دیگر است. عرفان در ذات و جوهره خود همانا نوعی معرفت مستقیم و تحققی (وجودی) به حقیقت وحدانی هستی می‌‌باشد.  این بررسی، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های فرعی و عارضی عرفان را بازشناخته و دورنمایی از شبکه مفهومی عرفان فراهم آورده است

قاسم کاکایی – علی موحدیان عطار

فصلنامه انجمن معارف اسلامی ایران ، شماره ۲ ، بهار ۱۳۸۴  ادامه ی نوشته

مسأله وجه مشترک در عرفان

۹ شهریور ۱۳۸۳ نظر بدهید
andishe 11

اندیشه دینی ۱۱

این جستار در صدد آن است تا پاسخی برای دو پرسش مهم در باب مسأله وجه مشترک در اموری مانند عرفان، که دچار تنوع مصداقی و مفهومی زیادی‏اند، بیابد: یکی این که آیا امکان معرفی وجه یا مفهوم مشترکِ معنادار‌۱در این گونه امور هست یا نه؟ دوم این که اگر هست چگونه می‏توان به این مفهوم دست یافت؟ این امر می‌تواند مبنای مفاهمه بر سر این گونه موضوعات را فراهم آورد.برای این کار، عرفان را به عنوان یکی از بارزترین مصادیق این‏گونه امور برگزیده و هفت فرض در پاسخ به پرسش نخست مطرح و آن‌ها را با مدل هایی عینی توضیح داده و سپس نقادی کرده است. این هفت فرض، شامل طیفی است که از نظریه‏های اشتراک در ذات طبیعی شروع می‌شود و به نظریه اشتراک لفظی صرف ختم می‌گردد، این مقاله آن فرض را که به وجود نوعی اشتراک معنوی عرفان‏ها در ذات اسمی می‏انجامد تأیید و با مدل معروف فیل‏شناسی در تاریکی، امّا با ملاحظات و قیودی خاص، تبیین می‏کند. بر اساس همین مدل، در پاسخ به پرسش دوم، راه رسیدن به این مفهوم یا وجه مشترک را تحلیل پدیدارشناسانه توصیف‏ها و تنوعات عرفان با تکیه بر فهم اجمالی و بسیطی که از این گونه پدیده‏های تجربی مفروض کرده است می‏داند

دکتر قاسم کاکایی      دکتر علی موحدیان عطار      فصلنامه اندیشه دینی ، شماره ۱۱، تابستان ۱۳۸۳   ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک