.

بایگانی

به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم

ضمیمۀ روزنامۀ اعتماد

ضمیمۀ روزنامۀ اعتماد

هفته نامۀ کرگدن ضمیمه روزنامۀ اعتماد- شماره چهل و چهار- سه شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۴- مصاحبه با دکتر قاسم کاکایی دربارۀ مفهوم «پیر»در ادبیات عرفانی- المیرا حسینی

 

-واژه «پیر» و مفهوم پیری در ادبیات عرفانی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. این بحث و مفهوم از کجا می آید؟
همان طور که می دانید ادبیات عرفانی ما ملهم است از قرآن و سنت. به نحوی که حتی تمامی اصطلاحات عرفان ما از قرآن و سنت اقتباس شده است. در عرفان نظری یا عرفان عملی تمام اصطلاحات را می توانید از قرآن و سنت پیدا کنید که به چه آیه و روایتی اشاره دارد. مثلا بحث های توحید، وحدت، تجلی، تمام این ها آیات قرآن هستند. مانند آیه: «فََلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلجَبَل: که خدا بر کوه تجلی کرد.» بحث محو و صعق و سایر مباحث عرفان نظری و عملی در قرآن و سنت وجود دارد. به علاوه احادیثی که راجع به قرب نوافل و قرب فرایض و مسائلی از این دست باشد، در اصطلاحات عرفانی کم نیست. لذا در ادبیات عرفانی باید کلمه ها را ریشه یابی کنیم و از قرآن یا سنت پیدا کنیم. آیه ای در قرآن شریف هست که می فرماید یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ. ای کسانی که ایمان آوردید چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی فرا خوانند که زندگیتان می بخشد دعوتشان را اجابت کنید. پس قرآن به نحوه ای از حیات، غیر از حیات مادی قائل است. این حیات یعنی زنده شدن و تولد دوباره یافتن. مثل تمام حیات ها در حیات معنوی نیز نحوه ای از رشد وجود دارد و شامل مراحل و مراتبی است. حیات بارور می شود و رشد پیدا می کند. برای این رشد، مرشد (رشد دهنده) یا مربی (تربیت کننده) لازم داریم. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک

نقاش کربلا

۱۱ آبان ۱۳۹۳ ۱ نظر
کل یوم عاشورا

کل یوم عاشورا

روزنامه اعتماد- شنبه ۱۳۹۳/۸/۱۰

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
اگر بخواهیم از کربلا بگوییم و از عاشورا، می‌مانیم که چه سوژه‌ای برگزینیم و کدام بُعد را بنگریم. محور کربلا حسین‌بن علی(ع) است که تجلی خداست، همان خدایی که هدف خلقت را معرفت قرار داده است که «ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون». در روایت آمده است که مراد از «لیعبدون» همان «لیعرفون» یعنی معرفت است. خدا جلوه‌ها دارد و آیات و نشانه‌های خود را در تابلو آفاق و انفس چنان نقاشی کرده است که همه به این معرفت برسند که انه الحق: «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق» ما همه چیز را در آفاق – برون- و در انفس – درون- نشان می‌دهیم تا مشخص شود و روشن گردد که انه الحق. او حق است. خدا حق است. به تعبیر برخی روایات ضمیر «ه» به خدا برمی‌گردد که انه الحق. حق باید جلوه کند. جلال حق باید تجلی یابد و جمال او متجلی گردد. دین خدا باید ظهور یابد. «لیظهره علی الدین کله». ادامه ی نوشته