.

بایگانی

دین شناسی تطبیقی

۲۹ اسفند ۱۳۹۳ نظر بدهید
اطلاعات حکمت و معرفت 107

اطلاعات حکمت و معرفت ۱۰۷

اطلاعات حکمت و معرفت- شماره ۱۰۷- دین شناسی تطبیقی: روش، ضرورت، پیشفرض، نتایج- گفت و گو با قاسم کاکایی-
زهره همت
نام قاسم کاکایی برای محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی نامی آشناست. «وحدت وجود به روایت ابن عربی و اکهارت»، «ترجمه کتاب عوالم خیال ویلیام چیتیک»، «ابن عربی،میراث دار پیامبران» و تالیفات ارزنده دیگر به همراه مقالات متعددی که از دکتر کاکایی منتشر شده نتیجه سال ها مطالعه و تحقیق ایشان است که مورد استناد اهالی علم و فرهنگ قرار می‌گیرد. چنان که از عناوین کتب نیز پیداست حوزه های پژوهشی کار دکتر کاکایی بیشتر معطوف به عرفان اسلامی، عرفان و کلام تطبیقی و فلسفه و کلام اسلامی است. من در یک روز پرکار تابستانی به خدمتشان رسیدم تا از تجارب ارزشمند مطالعاتیشان استفاده کنم و در باب دین پژوهی تطبیقی با ایشان سخن بگویم. ایشان نیز به رغم مشغله زیاد، با سعه صدر یکایک سوالات مرا پاسخ گفتند. آنچه در ادامه می‌آید نتیجه گفتگوی یک ساعته من با دکتر کاکایی است که ارمغانتان می‌کنم.

جناب آقای دکتر کاکایی، در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار مجله اطلاعات حکمت و معرفت قرار دادید تشکر میکنم. ما در این مجلد که به موضوع «دین پژوهی تطبیقی» اختصاص ییدا کرده در پی یافتن وجه منطقی و مستدلی هستیم که بفهمیم اصولا مطالعه تطبیقی میان ادیان چه ضرورتی دارد. به عنوان نخستین سوال کنجکاوم که بدانم از آنجا که ادیان و پیامبران هر دین در بسترهای تاریخی، روانشناختی و اجتماعی متفاوتی ظهور پیدا کرده اند آیا در اساس انجام مطالعات تطبیقی از وجهی مستدل و منطقی برخوردار است یا خیر؟ ادامه ی نوشته

عرفان معرفت و عرفان محبت

۲۳ فروردین ۱۳۹۰ ۵ نظر

Dr. Kakaie

دکتر قاسم کاکایی

اطلاعات “حکمت و معرفت شماره ۵۹- زهره همت – دکتر کاکایی سال ها است که در دانشگاه شیراز به عنوان مدرس در رشته مورد علاقه خود یعنی فلسفه و عرفان مشغول به فعالیت است و به علاوه در خارج از کشور نیز در دانشگاه کارولینای شمالی آمریکا درس کلام و تفسیر قرآن و در دانشگاه جاکارتا درس فلسفه و عرفان اسلامی خود را دایر نموده است. من در فضایی مملو از کتاب به خدمتشان رسیدم و نظرشان را راجع به عرفان محبت و عرفان معرفت که به نظر می‌رسید در روزهای اخیر فکر ایشان را بیش از هر موضوع دیگری به خود مشغول کرده است، جویا شدم.

جناب استاد به عنوان اولین سؤال می‌توانم خواهش کنم که مراد خودتان را از دو قید محبت و معرفت در عرفان ذکر کنید و بفرمایید این دو واژه نزد حضرتعالی چه معنایی دارند؟
بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم. اینکه غایت عرفان وصال خدا است، جای بحثی ندارد و عرفای متدین به‌خصوص عرفایی که در ادیان ابراهیمی نشو و نما پیدا کرده‌اند، غایت عرفان را وصال خدا می‌دانند. منتهی عرفای مختلف طریق رسیدن به وصال خدا و درگاه ربوبی را متفاوت دانسته‌اند. برخی راه مخافت را پیشنهاد کردند، بعضی راه معرفت را دنبال کردند و بعضی راه محبت را پیش گرفتند. راه مخافت بیشتر بر جلال خداوند تأکید دارد که با توجه به جلال خدا ما در درگاه ربوبی احساس کوچکی و حقارت داشته باشیم و این که در برابر او هیچ باشیم و این یک نوع فنا در برابر خداوند تعالی است یعنی خود را ندیدن از فرط کوچکی و به خاطر خوف. ادامه ی نوشته

مطالب موجود با عبارات مشترک