.

varastegi

الوهیت و هایدگر

در میان مکاتب فلسفی معاصر، اگزیستانسیالیزم یکی از پرطرفدارترین آنهاست. در کشور ما نیز، قبل و بعد از انقلاب، در محافل فلسفی، دینی و فرهنگی، به این مکتب توجه شده است. شاخه الحادی و شاخه الهی این مکتب، هر یک جداگانه، توجه عده‏ای از روشنفکران و متفکران کشور را به خود جلب کرده است. بحث‏های تطبیقی‏ای نیز در این باب صورت پذیرفته است.

کتاب «الوهیت و هایدگر» ترجمه آقای محمد رضا جوزی، که همراه با ترجمه رساله «وارستگی» مایستر اکهارت از همین مترجم، توسط انتشارات حکمت به چاپ رسیده، بیانگر حال و هوای مذکور و نشان دهنده گوشه‏ای از موارد فوق است. ادامه ی نوشته
shagerdane ghdyath

شاگردان غیاث الدین منصور

پس از رحلت غیاث‏الدین منصور، به علت اوضاع و احوال سیاسی و برخوردهای اعتقادی و قویتر شدن حکومت مرکزی صفویه، جمع شدن علما و دانشمندان در پایتخت از یک طرف و نقاری که بین غیاث‏الدین منصور و دستگاه صفوی ایجاد شده بود۱ از طرف دیگر و همچنین به علت ستیزی که بعضی از کوته‏نظران درباری نسبت به حکمت و فلسفه روا می‏داشتند، حوزه فلسفی شیراز از جوانب مختلف مورد فشار و بی‏مهری قرار گرفت و فضلا و دانشمندان شیراز مجبور به جلای وطن شدند و حتی خاندان دشتکی بعضاً به سرزمینهای دور دست چون هند و مکه و مدینه هجرت کردند.۲
اما مکتب فلسفی شیراز با این هجرتها نه تنها از بین نرفت بلکه در نقاط و سرزمین‏های دیگر گسترش یافت. ادامه ی نوشته

kheradname 7

خردنامه صدرا ش. ۷

هرچند نمی توان غیاث الدین منصور را فیلسوفی صاحب مکتب به حساب آورد و حتی سعی کرده است که بیشتر به تحکیم و تشیید مبانی پدر همت گمارده شخصیت خویش را کمتر آشکار سازد، اما باید گفت جریانی که به نام “مکتب شیراز” بین قرون هفتم تا نهم به تدریج شکل گرفته بود، با ظهور غیاث الدین منصور به اوج خود رسید. آثار او را می توان چنین فهریت بندی کرد:

قاسم کاکایی، خردنامۀ صدرا، شمارۀ ۷، بهار ۱۳۷۶  ادامه ی نوشته
kalame hagh

کلمه حق

این کتاب بسط و تکمیل سخنرانی دکتر قاسم کاکایی است در مراسم هفتمین سالگرد رحلت حضرت  آیت الله العظمی    حاج شیخ حسنعلی نجابت (قدس سره)که در شب جمعه دوم رجب ۱۴۱۷ برابر با ۲۴/۸/۷۵در حوزه علمیه شهید محمد حسین نجابت (رحمت الله علیه) ایراد گردیده است.  در این کتاب  برخی از احوالات عرفانی، مبارزات و آثار آن عارف کامل بیان شده است. آین کتاب از طرف حوزۀ علمیۀ شهید محمد حسین نجابت با همکاری انتشارات فلاح در سال ۱۳۷۵ در قم به چاپ رسیده است ادامه ی نوشته

 

kheradname 5

خردنانه صدرا ش. ۵

پررونق ترین ایام مکتب فلسفی شیراز با نام غیاث الدین منصور دشتکی همراه است. یکی از مهمترین ویژگیهای وی جامعیت او در علوم مختلف است. اختلافی که بین او و دولت صفوی  پدید آمد باعث انزوای وی شد و حتی پس از وی گریبان حوزه عقلی و فلسفی شیراز را گرفت. اما عظمت و مقام غیاث الدین را از احترامی که ملا صدرا برای وی و پدرش قائل است، می توان پی برد.

دکتر قاسم کاکایی، خردنامه صدرا، شماره ۵ ادامه ی نوشته
kheradname 4

خردنامه صدرا ش. ۴

با توجه به خصوصیات فکری صدرالدین دشتکی، استاد محقق خفری، و با در نظر گرفتن مؤلفه های حکمت متعالیه، باید گفت که محقق خفری مکتب شیراز را یک گام به سمت حکمت متعالیه پیش برده و در این زمینه از استاد خود جلوتر رفته است. گرایشهای عرفانی در آثار او بیشتر است. از همین جا سر التفات اصحاب حکمت متعالیه به کتب خفری واضح میشود.

دکتر قاسم کاکایی، خردنامه صدرا، شماره ۴  ادامه ی نوشته
kheradname 3

خردنامه صدرا ش. ۳

شیراز برای مدت سه قرن، یعنی قرون هشتم، نهم و دهم، کانون اصلی حکمت اسلامی قبل از ملاصدرا بوده است. برخی چون هانری کربن از سلسله فیلسوفان خاندان دشتکی تحت عنوان “مکتب شیراز” یاد می کنند. این جریان با نام صدرالدین محمد دشتکی شروع می شود. شیوه او بیشتر شرح و حاشیه نویسی است. اما این شیوه از

ویژگیهای سنت فلسفی شرق و بخصوص فلسفه اسلامی است.

دکتر قاسم کاکایی، خردنامه صدرا، شماره ۳ ادامه ی نوشته

baghe eram

باغ ارم شیراز

اگر بناست ملاصدرا و حکمت متعالیه راباز شناسیم، نمی توانیم از نظر به فضای فرهنگی شیراز قبل از ملاصدرا چشم بپوشیم. شیراز نه تنها زادگاه طبیعی ملاصدراست، بلکه زادگاه فرهنگی اندیشه او وخاستگاه تاریخی حکمت متعالیه محسوب می شود. پرداختن به این نکته هم به شناخت دقیقتر ملاصدرا ومکتب فلسفی او یاری می رساند و هم به تحقیق در باب ناشناخته ترین ومبهمترین دوران تاریخ فلسفه اسلامی در ایران کمک می کند. این دوران فاصله بین قرن هفتم و نهم و حتی تا حدودی قرن دهم است.

قاسم کاکایی، خردنامۀ صدرا، شمارۀ ۲، شهریور ۷۴   [download id=”13″ format=”3″]

ادامه ی نوشته

keyhan 60

کیهان اندیشه ۶۰

ما بالوجدان خود را با عالمی مواجه می بینبم که دارای نظم و نظام است. حال اگر توحید افعالی را بپذیریم، سؤال این است که نقش خدا در این نظام قانونمند حدوثا و بقائا چیست؟ با توجه به اراده آزاد و مطلق خداوند آیا می توانیم این نظام را ضروری بدانیم؟ در این مقاله چهار دیدگاه عادت الله، سنت الله، اسماءالله و اکازیونالیزم در این باب، و بی واسطه و یا بی ضابطه بودن دخالت خدا در عالم، مورد بحث قرار گرفته است.

قاسم کاکایی، کیهان اندیشه، شماره ۶۰، تیر ۷۴
mofid 2

نامه مفید ۲

کیفیت رابطه خدا، انسان و جهان مهمترین مسأله‏ای است که همه جهان بینی‏های معتقد به خدا با آن مواجه و در صدد تبیین آن بوده‏اند. تفاوت عمده این جهان بینی‏ها مربوط به نقش و تأثیری است که برای سه عامل فوق (خداـ انسان ـ جهان) در نظام هستی قائلند. بعضی از این جهان بینی‏ها خدا محور، برخی انسان محور و بعضی نیز معتقد به تقسیم عادلانه قدرت بین سه عامل فوقند.

در تفکر اسلامی، در زمینه خدا محوری، دو گرایش عمده وجود دارد. دو گرایشی که از این سه عامل، همه سهم را به خدا می‏دهند. این دو عبارتند از «اشعریت» و «عرفان». مراد ما از اشعریت در اینجا، مکتب کلامی است که با شیخ ابو الحسن اشعری (م ـ ۳۲۴ ه) شروع شده و به دست پیروان او به کمال رسیده است. و منظور از عرفان مکتب خاصی است که با محیی الدین ابن عربی (م ـ ۶۳۸ ه) شهرت یافته است. ادامه ی نوشته