.

خانه > تأليفات, مقاله ها, نقد و بررسی > نقد ترجمه رساله وارستگی

نقد ترجمه رساله وارستگی

varastegi

الوهیت و هایدگر

در میان مکاتب فلسفی معاصر، اگزیستانسیالیزم یکی از پرطرفدارترین آنهاست. در کشور ما نیز، قبل و بعد از انقلاب، در محافل فلسفی، دینی و فرهنگی، به این مکتب توجه شده است. شاخه الحادی و شاخه الهی این مکتب، هر یک جداگانه، توجه عده‏ای از روشنفکران و متفکران کشور را به خود جلب کرده است. بحث‏های تطبیقی‏ای نیز در این باب صورت پذیرفته است.

کتاب «الوهیت و هایدگر» ترجمه آقای محمد رضا جوزی، که همراه با ترجمه رساله «وارستگی» مایستر اکهارت از همین مترجم، توسط انتشارات حکمت به چاپ رسیده، بیانگر حال و هوای مذکور و نشان دهنده گوشه‏ای از موارد فوق است.

 فصلنامه حوزه و دانشگاه > شماره ۷ > رساله وارستگی

 
( ۹ صفحه – از ۵۳ تا ۶۱ )
 


 
رساله وارستگی
 
نویسنده : مایستر اکهارت
مترجم : محمدرضا جوزی
ناقد: قاسم کاکایی
  • در میان مکاتب فلسفی معاصر، اگزیستانسیالیزم یکی از پرطرفدارترین آنهاست. در کشور ما نیز، قبل و بعد از انقلاب، در محافل فلسفی، دینی و فرهنگی، به این مکتب توجه شده است. شاخه الحادی و شاخه الهی این مکتب، هر یک جداگانه، توجه عده‏ای از روشنفکران و متفکران کشور را به خود جلب کرده است. بحث‏های تطبیقی‏ای نیز در این باب صورت پذیرفته است.
در سالهای اخیر، افکار و آرای مارتین هایدگر، فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانی، محفل آرای جمعی از علاقمندان به اندیشه‏های فلسفی بوده است؛ و از آنجا که هایدگر، بطور دقیق، نه در شاخه الهی اگزیستانسیالیسم جای می‏گیرد و نه در شاخه الحادی آن، بحثهای پراکنده، و بعضا بی حاصل، و نقض ابرامهای فراوانی در باب این فیلسوف رخ داده و آراء و نظرات وی موضوع پاره‏ای از رساله‏ها و پایان‏نامه‏های دانشگاهی کشور شده است.
از آنجا که توجه به «وجود» و «انسان» محور بحث‏های اگزیستانسیالیست‏هاست و در آثار اینان از سلوک، انتخاب، هستی و نیستی، راز، خودشناسی، پارادوکس و تناقض سخن به میان آمده، و از طرف دیگر، عرفان نظری بر نوعی فلسفه وجودی و توجهی تام به جایگاه انسان استوار است، و همین تعبیرات مذکور را در عرفان مسیحی و اسلامی می‏بینیم، سودای یافتن و تطبیق گرایشهای مشترک اگزیستانسیالیزم و عرفان، هر محققی را وسوسه
( ۵۳ )
  • می‏کند. حال اگر علاقمندی «هایدگر» به «اکهارت» به موارد فوق اضافه شود، میل به مقایسه «وارستگی» هایدگر با «وارستگی» اکهارت قوت بیشتری می‏گیرد.
کتاب «الوهیت و هایدگر» ترجمه آقای محمد رضا جوزی، که همراه با ترجمه رساله «وارستگی» مایستر اکهارت* از همین مترجم، توسط انتشارات حکمت به چاپ رسیده، بیانگر حال و هوای مذکور و نشان دهنده گوشه‏ای از موارد فوق است.
اینجانب سابقه هیچ نوع آشنایی با مترجم محترم این کتاب ندارم، جز آنکه نامشان را در ذیل این ترجمه دیده‏ام. قبل از هر چیز، کوشش ایشان را در ترجمه این کتاب، ارج نهاده و به اهمیت قدمی که ایشان، از سر علاقه، در ترجمه رساله «وارستگی» مایستر اکهارت (۱۳۲۷ ـ ۱۲۶۰م) برداشته‏اند واقفم؛ چراکه تا آنجا که اطلاع دارم، این اولین اثر اکهارت، متفکر و عارف بزرگ آلمانی است که به زبان فارسی ترجمه می‏شود و البته به همین جهت هم جا داشت که مترجم محترم در جهت معرفی بیشتر اکهارت، چند سطری بنگارند. به هر حال، نظر به علاقه‏ای که داشتم این کتاب را خواندم و فعلاً نه در مقامی هستم که نسبت به قسمت اوّل کتاب اظهار نظری کنم و نه خود را برای چنین کاری صاحب صلاحیت می‏دانم. اما رساله «وارستگی» اکهارت توجه این حقیر را بیشتر به خود جلب کرد. لیکن ضمن مطالعه ترجمه آقای جوزی، ابهامات، نارساییها، و نقصان‏های متعددی احساس شد. صاحب نظران، اکهارت را عارف می‏دانند که در عین شوریدگی عرفانیش، به هنگام تألیف و تعبیر، از نظم و دقت فلسفی فراوانی برخوردار بوده است؛ همان دو چیزی که در این ترجمه کمتر یافت می‏شود. حتی جملاتی از این ترجمه، به خودی خود، و صرف نظر از ترجمه بودنشان، بی معنا و غیر منطقی جلوه می‏کنند. مثلاً این جمله عیسی(ع) در ص ۱۷۸ س ۱۵: «روح من حتی از مرگ نیز اندوهگین است»، که در آن «حتی» در مورد «اندهگینی از مرگ» بکار رفته، غیر معقول به نظر می‏آید. و یا در این جمله: «بدین لحاظ خداوند اگر هیچ عبادتی یا عمل صالحی هم از جانب بنده سر نزند، نسبت به او رحیم‏تر و لطیف‏تر نخواهد بود» (ص ۱۷۶، س ۱۴)، هر خواننده‏ای در می‏یابد که از لحاظ منطقی مطلب، درست بر عکس ترجمه شده است. موارد فراوان دیگری در این ترجمه چهارده صفحه‏ای به چشم می‏خورد که بعدا به آنها اشاره خواهد شد.
مدتی قبل ترجمه‏ای انگلیسی از رساله «وارستگی» (On Detachment) بدست این حقیر رسید. قرائن نشان می‏دهد که آقای جوزی نیز این رساله را از همین متن انگلیسی ترجمه کرده‏اند. دقت در ترجمه انگلیسی (که برای ترجمه فارسی در حکم متن است) و مقایسه آن با ترجمه فارسی، نشان داد که مترجم محترم در ترجمه، اشتباهات فاحشی مرتکب شده‏اند. در بعضی موارد، نارسایی تعابیر ایشان به حدی است که معنایی کاملاً خلاف مراد مؤلف در ذهن خواننده تداعی می‏کند. در مواردی، نه قواعد منطقی رعایت شده، نه قواعد زبان انگلیسی، نه مراجعه صحیحی به فرهنگ لغت صورت پذیرفته و نه مترجم به اصول ترجمه پای بند بوده است. وصل و فصل‏های نابجا، استفاده ناصحیح از حروف ربط و
( ۵۴ )
  • عطف، نشاندن نتیجه به جای مقدمه و بالعکس، عوض کردن جای علت و معلول، ترجمه نکردن بعضی کلمات و حتی جملات، جعل معادل و اصطلاح برای واژه‏های انگلیسی بدون اشاره به صال واژه، و ترجمه تحت الفظی عبارات، مواردی هستند که بر آشفتگی این ترجمه افزوده است. بررسی همن ترجمه چهارده صفحه‏ای، وثاقت ترجمه کل کتاب را خدشه دار می‏کند. اینک به گوشه‏ای (و تأکید می‏کنم که فقط به گوشه‏ای) از نارساییهای ترجمه رساله «وارستگی» اشاره می‏شود: (از صفحه ۱۷۱ تا ۱۸۴)
۱ ـ ص ۱۷۱ س ۱
I have rea many writings both by the pagamteachers and the prophete and inthe Old and New law…
«من کتب بسیاری از علمای کافر و انبیاء و همچنین کتب عهد عتیق و جدید را خوانده‏ام»
ترجمه صحیح: «من، هم کتب بسیاری را از اندیشمندان غیر مسیحی و انبیا خوانده‏ام و هم کتب عهد قدیم و جدید را»
نکته مهم، ترجمه Pagan teachers به علمای کافر است؛ در حالی که این تعبیر در فارسی بار ارزشی منفی دارد. امّا مراد اکهارت اندیشمندان غیر مسیحی (حتی آنانکه قبل از ظهور مسیحیّت می‏زیسته‏اند) از قبیل افلاطون، ارسطو، فلوطین و ابن سینا است که اکهارت چنان احترامی برای آنان قائل است که ایشان را در کنار انبیاء و رسولان قرار داده است.
۲ ـ ص ۱۷۱، س۷
And as I scrutinize all these writings,…
«و چون متون مقدس را… جستجو کردم»
ترجمه صحیح: «وچون در همه این کتب… مداقّه می‏کنم»
نکته مهم آن است که مراد اکهارت بررسی همه کتبی است که چند سطر قبل بدان اشاره کرده است، یعنی کتب اندیشمندان غیر مسیحی، انبیاء و کتاب مقدس، را ذکر کرده است.
۳ ـ ص ۱۷۱ در خطاب عیسی(ع) به مارتا
“One thing is neccessary” (LK. 10:42), whidch is as much as to say: “Martha, whoever wants to be free or and to be pure have one thing, and that isdetachment”
«از یک چیز چاره نیست و آن این است که آن کس که آرزومند راحت و خلاص است باید یک چیز داشته باشد و آن وارستگی است» (انجیل لوقا ۴۲/۱۰)
ترجمه صحیح: «یک چیز لازم است» (لوقا ۴۲/۱۰) که بدین معناست که: «ای مارتا هر که می‏خواهد فارغ از دغدغده و خالص باشد باید یک چیز داشته باشد و آن وارستگی است»
دو نکته در اینجا مهم است. یکی اینکه مترجم محترم نتوانسته بین آیه انجیل و تفسیر اکهارت از آن تمیز دهد لذا آن دو را خلط کرده و مجموع هر دو را آیه انجیل پنداشته است که این ناشی از نفهمیدن معنای عبارت “which is as much as to say” است. مراجعه‏ای ساده با کتاب مقدس می‏توانست ایشان را از این اشتباه در آورد. ثانیا ایشان آیه «یک چیز لازم است» را به «از یک چیز چاره نیست» ترجمه کرده‏اند؛ در حالیکه اکهارت می‏خواهد بگوید: وارستگی آنقدر گرانمایه است که با داشتن آن هیچ چیز دیگر لازم نیست. امّا عبارت «از یک چیز چاره نیست» چنین معنایی را نمی‏رساند.
۴ ـ ص ۱۷۲ س ۲
“whatever I may practice, if I do not have love, I am worth nothings at All” (ICO. 13:1-2)
«در هر محنتی در می‏یابم که اگر عشق نداشته باشم، هیچ نیستم» (قرنتیان اوّل ۲ و ۳/۱۳)
ترجمه صحیح: «اگر عشق نداشته باشم، به
( ۵۵ )
  • هر مقام و مرتبه‏ای که برسم هیچ هستم»
معلوم نیست که مترجم محترم عبارت: «در هر محنتی در می‏یابم که» را از کدام قسمت متن بیرون کشیده‏اند. اتفاقا اکهارت، و هم پل قدیس درست برعکس، می‏خواهند بگویند که: «در هر سعادتی اگر عشق نداشته باشم هیچ هستم». باز هم اگر مترجم محترم به کتاب مقدس مستقیما رجوع می‏کردند به اشتباه خود پی می‏بردند: «اگر نبوت داشته باشم و جمیع اسرار و همه علم را بدانم و ایمان کامل داشته باشم به حدی که کوهها را نقل کنم و محبت نداشته باشم هیچ هستم» (قرنتیان اوّل: ۲/۱۳)
۵ ـ ص ۱۷۲ س۷
God is able to conform himself, far better and with more suppleness, and tounite himself with me…
«خداوند بهتر می‏تواند خود را به من نزدیک کرده و با من متحد شود…»
ترجمه صحیح: «خداوند خیلی بهتر و با ظرافت بیشتری می‏تواند خود را به من نزدیک کرده و با من متحد شود.»
چنانکه ملاحظه می‏شود، مترجم عبارت «with more suppleness» را در ترجمه نیاورده است.
۶ ـ ص ۱۷۲ س۱۸
whatever is to be rceived must be recceived by something
«هر آن چیزی که باید قبول شود ناچار باید در این یا آن چیز خاص و معین پذیرفته شود»
ترجمه صحیح: «برای قبول هر چیزی، قابلی معین لازم است». در اینجا مترجم با طولانی کردن عبارت، باعث ابهام در مراد مؤلف شده است.
۷ ـ ص ۱۷۲ س ۱۹
… there is nothing so subtle that can be apprehended by detachment, exceptGod alone. He is so simple and so subtle that can indeed be apprehended in adetachment heart.
«هیچ چیز جز خدا تا بدان حد لطیف نیست که بتواند در وارستگی بگنجد»
ترجمه صحیح: «هیچ چیز تا بدان حد لطیف نیست که وارستگی بتواند آن را در برگیرد مگر خداوند به تنهایی. خدا آنقدر بسیط و لطیف است که می‏توان واقعا او را در یک قلب وارسته دربر گرفت».
همانطور که ملاحظه می‏شود، مترجم جمله دوّم را اصلاً ترجمه نکرده‏اند. گویا معتقد بوده‏اند که کلام مؤلف تکراری است و جمله اوّل از جمله دوّم کفایت می‏کند. این مطلب علاوه بر آنکه از لطف کلام مؤلف کاسته است، با امانت در ترجمه نیز سازگار نیست.
۸ ـ ص ۱۷۳ س ۳
… Perfect humility proceeds from annihilation of self
«خشوع کامل مستلزم استهلاک (ترک) نفس خشوع است»
ترجمه صحیح: «خشوع کامل از فنای نفس بدست می‏آید»
مترجم محترم در اینجا «فنای نفس» را «استهلاک نفس خشوع» ترجمه کرده‏اند و چون آن را بی معنا یافته‏اند ناچار شده‏اند که استهلاک را هم به معنای ترک بگیرند. حال آنکه «نفس خشوع» در متن نبوده بلکه نفس «self» است و گویا ایشان عبارت «annihilation of self» را با عبارت «annihilation of humility itself» اشتباه گرفته‏اند. علاوه بر این، خشوع کامل «مستلزم» چیزی نیست، بلکه لازمه چیزی (در اینجا، یعنی: لازمه فنای نفس) است.
۹ ـ ص ۱۷۳ س ۱۲
… Perfect detachment has no looking up to, no abasement, not beneath anycreated thing or above it.
«وارستگی کامل کمترین تمایلی به کرنش در برابر هیچ مخلوقی ندارد».
ترجمه صحیح: «وارستگی کامل نه مخلوقی را تحسین می‏کند و نه تحقیر، نه فروتر از مخلوق
( ۵۶ )
  • می‏نشیند و نه فراتر از از آن».
ملاحظه می‏شود که مؤلف محترم نیمی از جمله را ترجمه نکرده‏اند.
۱۰ ـ ص ۱۷۳ س۱۶
All that it wants is to be.
«او (وارستگی) را خواهش وبایش هیچ چیزی نیست به جز خود».
ترجمه صحیح: «تنها خواست او هستی است».
ملاحظه می‏شود که «خواستن خود» با «خواستن هستی» اشتباه شده است. در عرفان نظری «هستی» و «بودن» صفت انحصاری خداست، لذا اوج وارستگی آن است که جز هستی مطلق را نخواهد.
۱۱ ـ ص ۱۷۳ ص ۱۸
but detachment wants to be nothing at all.So it is that detachment makes nocaim upon any thing
«اما وارستگی می‏خواهد که هیچ باشد (و فانی شود) و لذا تحمل هیچ چیزی را ندارد».
ترجمه صحیح: «اما وارستگی خواهان فنای مطلق است لذا سودا و ادعای هیچ چیزی را ندارد».
ملاحظه می‏شود که مترجم محترم عبارت «to make claim» را که به معنای «ادعا داشتن» است به «تحمل داشتن» ترجمه کرده است و ضمن خطای فاحش در ترجمه، رابطه منطقی جمله اوّل و دوّم را بکلی مخدوش کرده‏اند.
۱۲ ـ ص ۱۷۴ س۱
“Because he has regarded the humility of his handmaid”
«او (خداوند) خشوع خادمه خویش را ثنا می‏گوید»
ترجمه صحیح: «او به خشوع خادمه خویش نظر افکنده است»
که در اینجا نیز مترجم regard را به «ثنا گفتن» ترجمه کرده است و حال آنکه معنای آن «در نظر گرفتن» و «التفاب کردن» است.
۱۳ ـ ص ۱۷۴ س۴
… It was loving humility that brought God to abase himself into humannature
«عشق او به خشوع بوده است که ذات انسان را کرامت و تشریف بخشیده است»
ترجمه صحیح: «عشق به خشوع بود که خداوند را واداشت تا خود را به طبیعت انسانی تنزل دهد».
ملاحظه می‏شود که با ترجمه غلطی که مترجم بدست داده است، خواننده مستقیما ربط بین قسمت اوّل و دوّم جمله را در نمی‏یابد؛ زیرا بین عشق به خشوع و کرامت بخشیدن به ذات انسانی تلازمی نمی‏یابد بلکه کرامت بخشیدن به ذات انسان، معلول تنزل خداوند به صورت انسان (طبق اعتقاد مسیحیت) است که هیچگاه ذهن، بدون واسطه، نمی‏تواند چنین ارتباطی را دریابد.
۱۴ ـ ص ۱۷۴ س ۱۴
There can be no going out, however small, in which detachment can remainunblemished
«از وارستگی و لو به قدر اندک عدول نمی‏توان کرد زیرا موجب نقصان خواهد شد»
ترجمه صحیح: «هر بیرون شدنی از خویش، هر قدر هم اندک باشد، موجب نقصان وارستگی خواهد شد».
۱۵ ـ ص ۱۷۴ س ۲۲
… for nothing can ever trouble a man unless theing are not well withhim.
«زیرا تا وقتی چیزی بتواند انسان را بدرد آورد، به کمال خود نرسیده است»
ترجمه صحیح: «زیرا هیچ چیز نمی‏تواند انسان را به درد آورد مگر اینکه امور بر وفق مراد او نباشند».
۱۶ ـ ص ۱۷۵ س۲
… not one so much without shortcomings and so leading us to god asdetachment
«هیچیک از آنها مانند وارستگی به طور کامل عاری از نقص و قابل اطلاق بر خداوند نیست»
ترجمه صحیح: «هیچیک از آنها به اندازه وارستگی، بی عیب و نقص و رهنمون به سوی خداوند نیست»
( ۵۷ )
  • در اینجا مترجم محترم leadint to God را که رهنمون به خدا و «موصل الی الله» است به «قابل اطلاق بر خدا» بودن ترجمه شده که بسیار مایه تعجب است.
۱۷ ـ ص ۱۷۵ س ۷
when the free spirit has attained true detachment, it compels God to itsbeing.
«هرگاه روح آزاده‏ای در حال وارستگی حقیقی یافته شود موجب عنایت خدا به وجود او خواهد شد»
ترجمه صحیح: «اگر روح آزاده‏ای به مقام وارستگی واقعی رسیده باشد خدا را به وجود خویش می‏کشاند»
مراد اکهارت آن است که «خودِ خدا» نصیب چنین شخصی خواهد شد یعنی با خدا متحد می‏شود. در صورتی که ترجمه این را نمی‏رساند و تنها از «عنایتِ خدا» دم می‏زند که هیچ اثری از آن در متن نیست.
۱۸ ـ ص ۱۷۶ س ۴
… God is never any less gentle or less iclined toward man that if he hadnever achieved prayer or good works.
«… خداوند اگر هیچ عبادتی یا عمل صالحی از جانب بنده سر نزند، نسبت به او رحیم‏تر و لطیف‏تر نخواهد بود».
ترجمه صحیح: «اگر خداوند به هیچ وجه عبادت نشود و یا هیچ عمل صالحی هم در راهش انجام نشود، اثر عنایت و لطفش نسبت به بندگان اصلاً کاسته نخواهد شد».
همانطور که قبلاً گفته شد، ترجمه‏ای که مترجم محترم بدست داده صرف نظر از ترجمه بودنش، بی معنا و غیر منطقی است؛ گویا کسی انتظار داشته که اگر بندگان عبادت خدا را نکنند خدا نسبت به آنها رحیم‏تر و لطیف‏تر شود! آنگاه می‏خواهد چنین شبهه‏ای را دفع کند!
۱۹ ـ ص ۱۷۷ س۴
God forbid that any one should say that God loves any one in time
«خداوند ابا دارد از اینکه بگویند او کسی را در زمان دوست داشته است»
ترجمه صحیح: «مبادا کسی بگوید که خدا کسی را در نشئه زمانی دوست می‏دارد»
نکته مهم آن است که ترکیب «God forbid» اصطلاح خاصی است که مجموعا به معنای «مبادا» است، یعنی برای بیان «آرزوی عدم تحقیق چیزی» قرار داده شده است. امّا مترجم محترم بدون رجوع صحیح به فرهنگ لغت، این عبارت را ترجمه تحت اللفظی کرده است. از این بالاتر، ایشان توجه نکرده‏اند که اگر قرار است این عبارت، ترکیب فعل و فاعل باشد باید به صورت God forbids یعنی توأم با «s» سوّم شخص باشد.
۲۰ ـ ص ۱۷۷ س ۱۹
… yet it is so that whethr God be angry or confer some blessing…
«به همین ترتیب وقتی که او غضب می‏کند و فعل جدیدی از او سر می‏زند…»
ترجمه صحیح: «حال این چنین است که چه زمانی که خدا بر ما خشم می‏گیرد و چه زمانی که بذل عنایتی می‏کند…»
۲۱ ـ ص ۱۷۷ س ۲۴
… nothing new happens in his sight
«… هیچ دیدی جدیدی در او پیدا نمی‏شود»
ترجمه صحیح: «از دید او، هیچ چیز جدیدی اتفاق نمی‏افتد»
۲۲ ـ ص ۱۷۸ س ۳
Many people ask: “… come about?” He answers this so: “No new will ever cameabout in God, because…
«بسیاری از مردم می‏پرسند که… پدیدار شد. زیرا…»
ترجمه صحیح: «بسیاری از مردم می‏پرسند: «… پدیدار شد؟». او چنین پاسخ می‏دهد: «هیچ گاه اراده جدیدی در خداوند پدیدار نشده، زیرا…»
ملاحظه می‏شود که مترجم محترم با رعایت نکردن اصول علامت گذاری و حذف علامت سؤال
( ۵۸ )
  • از یک سو، و ترجمه نکردن یک جمله کامل از سوی دیگر، باعث شده است که خواننده نتواند بین سؤال و جواب تمییز دهد و از این بدتر، آنچه را که دلیل برای پاسخ مزبور است دلیل برای اصل اشکال و سؤال بپندارد.
۲۳ ـ ص ۱۷۸ س۱۱
and the lord said: “say, He who is has sent me”
«مولای ما فرمود: آنگاه بگو من همان هستم که تو را فرستاده‏ام» (انّی انا الله ـ م)
ترجمه صحیح: «خداوند فرمود: «بگو «آن که هست» مرا فرستاده است»
جای تعجب است که مترجم محترم که خود را علاقمند به فلسفه وجودی می‏داند و درصدد بیان مشترکات عرفان و اگزیستانسیالیزم است، از این آیه مشهورِ سفر خروج، که همه متفکران مسیحی، اصالت وجود را از آن نتیجه گرفته و فلسفه وجودی را بر آن مبتنی می‏دانند، چنین ترجمه غلطی بدست داده است. زیرا آیه، در پاسخ فرعون و بنی اسرائیل است که از موسی(ع) سؤال می‏کنند چه کسی تو را فرستاده است؟ و یا نام کسی که تو را فرستاده چیست؟ خدا به جای اینکه از ماهیتش سخن گوید، از وجودش سخن می‏راند. یعنی اسم اعظم او «آن که هست»، یعنی «موجود»، است در حالیکه مطابق ترجمه مؤلف محترم، اسم اعظم او «کسی که تو را فرستاده»، یعنی «مُرْسِل»، است. جالب آن است که آیه قرآنی‏ای که مترجم در تطبیق آورده «انّی انا الله» با اوّلی تطبیق می‏کند نه با دوّمی.
۲۴ ـ ص ۱۷۸ س ۱۵
“May soul is sorrowful even to death”
«روح من حتی از مرگ نیز اندوهگین است»
ترجمه صحیح: «نفس من از غایت اَلَم مشرف به موت شده است» و یا «نفسم آنقدر دردمند است که نزدیک است بمیرم»
ملاحظه می‏شود که مترجم حتی به خود زحمت نداده تا رجوع به انجیل متی، که گفته عیسی(ع) از آنجا نقل شده، ضعف ترجمه خود را جبران کند و چنین جمله بی معنایی را به عیسی(ع) نسبت ندهد!
۲۵ ـ ص ۱۷۹ س ۲
and protects them, so that they are not employed for beastly puposes
«او مراقب است که این حواس از متعلق خود به نحو بهیمی حکایت نکنند»
ترجمه صحیح: «او این حواس را از اینکه به استخدام اهداف حیوانی درآیند حفظ می‏کند»
۲۶ ـ ص ۱۷۹ س ۱۶
Now you must know that the outer man may be active whilst the inner manremains wholly free and immovable
«اکنون بدان که انسان ظاهر ممکن است مورد مؤاخذه قرار گیرد، در حالی که انسان باطن به تمام معنی از این دارایی‏های فانی آزاد است و هیچ حرکتی در او نیست»
ترجمه صحیح: «اکنون باید دانست که ممکن است انسان ظاهر در تکاپو و تغییر باشد در حالی که انسان باطن کاملاً آزاد و لایتغیر باقی بماند» (من در میان جمع و دلم جای دیگر است.م)
۲۷ ـ ص ۱۸۰ س ۶
It reposes in a naked nothingness… pure dtachment reposes in the highestplace.
«غایت آن نفی محض است… وارستگی محض متوجه عالی‏ترین غایات است»
ترجمه صحیح: «او در نیستی محض آرمیده است… وارستگی محض در بالاترین جایگاه (ملکوت اعلی) آرمیده است».
۲۸ ـ ص ۱۸۰ س ۲۱
There may be one thing or another in some heart, on which one thing otanother God cannot work to bring it up to the highest place.
«اگر در قلبی محبت این یا آن وجود دارد، ممکن است در این یا آن، چیزی وجود داشته باشد که بر اثر آن خداوند نتواند بدون مانع مؤثر واقع شود»
( ۵۹ )
  • ترجمه صحیح: «ممکن است در قلبی تعلق به چیزی وجود داشته باشد که خدا نتواند بر آن چیز تأثیر نهد و آن قلب را به بالاترین جایگاه «ملکوت اعلی» بساند».
۲۹ ـ ص ۱۸۱ س ۳
If I want to write on a wan tablet, it does not matter how fine the words maybe that are written on the thblet, they still hinder me from wtiting on it
«اگر من بخواهم که بر روی یک لوح مومین چیزی بنویسم، دیگر فرق نمی‏کند که آنچه قبلاً بر صفحه لوح نوشته شده تا چه حد عالی و شریف باشد و من هم خشمگین نخواهم بود زیرا که نوشتن بر روی آن متعذر است»
ترجمه صحیح: «اگر بخواهم بر لوح بّراق و موم اندود و چیزی بنویسم، دیگر فرق نمی‏کند که کلماتی که قبلاً بر لوح نگاشته شده تا چه حد زیبا باشند، زیرا در هر حال، مانع نوشتن من بر روی آن لوح‏اند».
معلوم نیست که مترجم محترم عبارت «و من هم خشمگین نخواهم بود» را از کجا آورده‏اند. این حقیر هر چه در این باره بیشتر دقت کرد بر تعجب و حیرتش افزود. جالب آنکه پس از این جمله‏ای که معلوم نیست از کجا آمده، دلیل هم آورده‏اند «زیرا که نوشتن بر روی آن متعذ است» و خود این دلیل، عبارت را عجیب‏تر می‏کند، زیرا متعذر بودن نوشتن برای کسی که قصد نوشتن را دارد دلیل موجّهی برای خشمگین شدن است نه خشمگین نشدن!
۳۰ ـ ص ۱۸۱ س ۲۱
All the powers of the soul are racing for the crowm, but it will be givenonly to the soul”s being.
«تمامی قوای نفس از پی تاج و تخت دوانند، اما تنها یک موجود است که می‏تواند بر آن دست یابد».
ترجمه صحیح: «همه قوای نفس در پی دست آوردن افسر پیروزی دوانند امّا این جایزه تنها به وجود و ذات نفس اعطا خواهد شد».
۳۱ ـ ص ۱۸۲ س ۱
it draws God into itself
«خداوند او را به سوی خود جذب می‏کند»
ترجمه صحیح: «او خداوند را به سوی خود می‏کشاند».
ملاحظه می‏شود که چگونه جای فاعل و مفعول در ترجمه عوض شده است. اکهارت می‏خواهد بگوید که قلب وارسته به جایی می‏رسد که عرض خدا شده و خداوند در آن جای می‏گیرد. یعنی قلب وارسته محبوب خدا شده و خداوند را به سوی خود می‏کشاند. ترجمه درست عکس این را می‏رساند.
۳۳ ـ ص ۱۸۳ س ۱۷
And you should know that the more a man applies himself to becomingsuscepible to the divine inflowing, the more blessed will he be, and whoever canestablish himself in the highest readiness, he will also be in the highestblessedness.
( ۶۰ )
  • «باید بدانی که هر چه بیشتر انسان برای قبول فیض الهی بکوشد، سعادتمندتر است. زیرا خداوند در عالی‏ترین سعادات قرار دارد».
ترجمه صحیح: «باید دانست که هر چه انسان خود را برای پذیرش فیض الهی بیشتر آماده کند، سعادمندتر خواهد بود و کسی که دراوج آمادگی و قبول باشد در بالاترین درجه سعادت نیز قرار خواهد داشت».
ملاحظه می‏شود که در جمله دوّم مترجم محترم معنایی کاملاً بیگانه را آورده است. علاوه بر این، صرف نظر از اصل متن، جمله دوّم را که مترجم محترم با زیرا شروع کرده قاعدتا باید دلیلی بر جمله اوّل باشد. در حالی که این دو جمله هیچ ربطی به یکدیگر ندارند و با ترکیب این دو جمله عبارتی کاملاً بی معنا بدست داده است.
۳۳ ـ ص ۱۸۳ س ۹
let him take good heed of christ”s words, shen he spoke about his humannature and said to his disciples:
«گو که به کلمات عیسی مسیح توجه کند آنجا که از تواضع و خضوع خود نسبت به شاگردانش می‏گوید:»
ترجمه صحیح: «بگذار که به کلمات مسیح (ع) خوب توجه کند، آنجا که درباره طبیعت انسانیش سخن رانده و به شاگردانش چنین می‏گفت:»
ملاحظه می‏شود که اصلاً بحثی از تواضع و خضوع عیسی (ع) نسبت به شاگردانش در میان نیست بلکه او می‏خواهد سخنانی را در باب تجسّد و طبیعت انسانی خویش به عنوان «ابن» بیان کرده و رابطه آن را با «اب» و «روح القدس» بیان کند.
۳۴ ـ ص ۱۸۴ س ۷
Now, all you reasonable people, take heed!
«اکنون ای شما همه مخلوقات اندیشناک بدانید»
ترجمه صحیح: «اکنون ای خردمندان همه توجه کنید»
مشخص است که «خردمند» و «اندیشناک» چقدر با یکدیگر متفاوتند دوّمی نوعی «ترس» را بیان می‏کند و اوّلی به «علم» توجه دارد.
۳۵ ـ ص ۱۸۴ س۲
… nothing desfigures the body more than suffering, and nothing adorns thesoul in the sight of God than to have suffered.
«هیچ چیز همچون ریاضت کشیدن، روح را در برابر خدا زیبا نمی‏کند»
ترجمه صحیح: «هیچ چیز بیش از ریاضت کشیدن بدن را زشت نمی‏کند، و روح را در چشم خدا نمی‏آراید».
ملاحظه می‏شود که مترجم محترم بدون هیچ دلیلی از ترجمه اوّل خودداری کرده‏اند و به لطافت سخن آسیب رسانده‏اند.
به هر حال، مواردی که ذکر شد کمتر از یک چهارم اشکالات مهمی است که نگارنده در ترجمه چهارده صفحه‏ای رساله «وارستگی» یافته و به علت طولانی شدن مقاله از ذکر همه آنها خودداری کرده است. یعنی در هر صفحه، بطور متوسط، ده اشکال وجود دارد که حداقل سه تای آنها غیر قابل اغماض و موجب مختل شدن کامل مراد مؤلف است. لذا نگارنده ترجمه جدیدی از رساله مزبور را ضروری می‏داند و ترجمه فعلی را به هیچ وجه معتبر نمی‏بیند.
( ۶۱ )
 
مطالب موجود با عبارات مشترک
این مطلب را منتشر کنید:
Facebook Twitter Linkedin Email

Captcha Captcha Reload


برخی از رویدادها

برخی از تألیفات