.

خانه > ياد استاد > برگی از دفترچۀ خاطرات شهید حبیب روزیطلب (۲)

برگی از دفترچۀ خاطرات شهید حبیب روزیطلب (۲)

habib3

شهید حبیب روزیطلب

۲۲ محرم سالگرد شهادت شهید حبیب روزیطلب در عملیات محرم (۱۳۶۱) است. به همین مناسبت و یه یاد آن شهید، دفترچۀ خاطرات او را می گشاییم و برگی از آن را با یکدیگر مرور می کنیم.

«سلام بر شما، سلامِ وداع کننده ای که حاجتهایش نزد شما ودیعه است و از خدا درخواست می کند بازگشت بسوی شما را و در این راه، سعی و کوشش منقطع نشود، و از درگاه شما بسوی بهترین بازگشت، رجوع کند تا به آستانِ وسیع و خیر وبرکت و زندگیِ جاویدوپاینده راه یابد». زیارت رجبیه

حال که دارم به «دریا» می نگرم و محو نظر آن شده ام، ذره ای از این معانی دارد برایم روشن می شود. نمی دانم چگونه بنویسم. بازگشت بسوی آن نیکان و شهیدان، و از آستانه آنها به آستانه وسیع و پر برکت پروردگار رجوع کردن یعنی چه؟ من هیچ نمی دانم و تشنگیِ دانستن بی تابم کرده است؛ این روی آب بودن و در عین حال، تشنه بودن و تشنگی چشیدن، معنی اش را حالا می فهمم. این طور نیست که مثلا آب دریا شور است و اگر آب شیرین در کشتی نباشد تو از تشنگی رنج می بری چون نمی توانی آب به آن شوری را بخوری. این حرف مال آنهاست که به قول شیخ بزرگ، خودشان سنگ نینداختند و وارد نشده اند. اینها اصلا تشنگی را نشناختند، از رودخانه چه می دانند؟ دریاچه را و دریا را نشناخته اند، اقیانوس را چه می فهمند؟اینها شاید اسم رودخانه و دریاچه و دریا و اقیانوس را در کتابهای جغرافی یا نقشه های روی دیوار، دیده باشند. اینها آب را ندیده اند و چون آب را، شهودی، درنیافته اند،تشنگی را نمی شناسند، آن وقت بهانه می آورند که مثلا آب شور است یا آن که بی مزگی و بی نمکیِ خودشان، آب را به مذاقشان شور و تلخ نشان می دهد. اینها زندگیشان بیهوده است چرا که نمی بینند، کورند، چشمهای قلبشان به دست خودشان مسحور گشته است.

داشتم از دریا می گفتم. این قطره ها که از پرش موج ها بوجود می آیند برای بقای خویش هیچ چاره ای ندارند جز فنای  در دریا، در اقیانوس، در… این رمز و راز بقای همه قطره هایی است که جرات موج شدن را پیدا کرده و خود را به طوفان سپرده اند تا نمانند و نگندند؛ تا مرداب نشوند و جایگاه دو سه مرغابی پیر که قدرت پرواز ندارند نگردند…تا مرداب سبز و گندیده ای نشوند که قورباغه های لزج در آنها بتوانند شنا کنند وحشره هایی که فقط از بوی عفونت خوششان می‌آید بر فراز آن پرواز کنند و باد به هرکجا که بخواهد ببردشان.

اینها خود را به هوای پیوستن به اقیانوس، به شط کارون رسانده اند. به آنها که نگاه می کنی سراسر وجودشان را امید پیوستگی به خلیج فارس و دریای عمان می بینی و از آنجا به اقیانوس. این است که در قطره ای و گوشه ای از شط ایستایی و سکون حاکم نیست، همه اش حرکت است؛ و رفتی و پیوستی.

می خواهم پروازِ قطره را از اقیانوس و به آسمان رفتنش را بگویم و از آن، پرواز به آستان پیغمبر(ص) و خاندان و اولیاء ایشان را برای راه یافتن به آستان حضرت احدیت و رجوع به ربّ الارباب را به ذهن نزدیک تر کنم. این را می نویسم! تلاطم درونیِ آن را با تمام وجود حس می کردم، غوغای درونش را با تمامی جان می شنیدم که در او، آرامشی نیست و نه سکونی، همه اش حرکت است و کار او دایم در حال فیض بخشی است. اگر آنی آن مبداء فیّاض، فیض و رحمت خویش را قطع کند، دیگر هیچ چیز نمی ماند چون هیچ چیز استقلال وجودی ندارد.

 

 

مطالب موجود با عبارات مشترک
این مطلب را منتشر کنید:
Facebook Twitter Linkedin Email
  1. کاش استادی همچون تو داشتم
    ۲۵ مهر ۱۳۹۴ در ۰۸:۲۶ | #1

    خوش به حالت که قلمت را دلت می چرخاند. خوش به حالت که رو به آسمان فکر می کردی.خوش به حالت که محبوب شدی.خوش به حالت که بالاخره در اقیاوس فنا شدی و به لقاءالله پیوستی. ای شهید تو طلب آب میکردی و از تشنگی بی تاب شده بودی ولی من بی چاره هنوز دنبال تشنگی ام. هنوز گرما و حرارتی نیافته ام تا به دنبال آب روم.دعایم کن شهید.من هم سر سفره طلبه استادت استخوان محکم کرده ام و نان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را خورده ام اما ……ای شهید ماهی گیری یادم بده.به نظرم اولین باری است که از یک شهید دفاع مقدس چیزی را طلب میکنم و اصلا با یک شهید حرف میزنم….لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم….

  2. محمد علی ع
    ۱۳ دی ۱۳۹۰ در ۱۷:۱۴ | #2

    خانه ما کنار دریاست .واقعا دریا شکوه دارد .شکوهش آنچنان است که قلب را به دهش می اندازد اندکی بعد گویی دست جمال از آستین جلال بیرون آمده قلب را اشتیاق فرا می گیرد
    رحمت و رضوان خدا بر او باد که قلبش ظرف معانی شد
    و بیشتر از آن رحمت خدا بر استادش که تمام وجودش عشق به خدا بود و به دریا و تمامی مظاهر جمال مطلق عشق می ورزید و همو بود که می گفت:
    به دریا بنگرم دریا ت بینم
    و این حبیب محصول کارخانه استاد بود
    هستیم فدای محبت

Captcha Captcha Reload


برخی از رویدادها

برخی از تألیفات